Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for دسامبر 2009

اینجوری که می شه مملکت دستم به نوشتن نمی ره …
..به هیچ کار نمی ره اصلآ.

Read Full Post »

Amazinglynessless

.It’s amazing how a simple apology can save you hours of discussion

!It’s amazing how sometimes you just don’t want to apologize

Read Full Post »

ماراتن

یه دو سالی از زندگی آف میخوام كه لپ تاپ رو قایم کنم زیر بالشم، بشینم یه ماراتن فیلم و کتاب راه بندازم، بلکه تموم شن!

Read Full Post »

من بی وطن نیستم!

مدتیه همش با خودم کلنجار می رم … هر شب خواب ایران می بینم و می خوام هی به روی خودم نیارم که به این زودی باز دلم تنگ شده … یاد اولین باری که برگشتم ایران می افتم . شب آخر مامان بابا دم در منتظر بودن بریم فرودگاه و من چسبیده بودم به مبل هال که نه .. نمی خوام برگردم … یاد آخرین بار که رفتم ایران می افتم .. و اینکه به مبل نچسبیده بودم … تو فرودگاهم اشکم در نیومد، فقط یه بندی تو دلم به ملایمت پاره شد. انگار دارم از سفر برمی گردم فقط …
مامان امروز برام یه کارت تبریک کریسمس فرستاده بود … انگار که من اینجایی ام  … انگار که این روز ها کلاه دراز قرمز لبه سفید می ذارم سرم و از این مغازه به اون مغازه می رم و درخت می خرم و کادو پست می کنم. براش نوشتم که مرسی، ولی کریسمس یعنی تعطیلات آخر سال … یکی تو کله ام داد زد که: پس کجایی هستی بالاخره؟

بعد یاد پریشب و صد تا شب دیگه می افتم که تو ماشین داشتیم برمی گشتیم ال ای و من خیلی طبیعی گفتم: یادم بنداز رسیدیم تهران ماشین رو ببرم تعمیرگاه …

Read Full Post »

نبودم

رفته بودم عکس برای اینجا بگیرم … اون روز که رفته بودم اس اف آفتاب نبود، هی همش به دلم نچسبیده بود این مدت …

Read Full Post »

اولتیماتوم

اوهوی آقای تاریخ!

یه بار بهمون درس دادی فهمیدیم .. برو تکرارش رو برای یه ملت دیگه ای پخش کن!

عکس از محمد ح. - شیراز

پ.ن. ولی ما هستیم به هرحال!

Read Full Post »

پیشنهاد

خب یه دستگاهم بسازن كه آدم به خودش وصل کنه، بدن همش فکر کنه ساعت دوازده شبی یه كه فردا صبح زودش کار داره، هی بازدهی از خودش در کنه!

پ. ن. یا اینکه مثلا لپ تاپ آدم تا قبل از ساعت دوازده کار نکنه!

Read Full Post »

Older Posts »