خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘شخصی’ Category

تجربه

این تجربه هم خیلی کانسپت جالبیه … اولش كه اصلا نداری فکر می کنی كه اصلا به چه دردی می خوره و من كه خودم عقل کلم و اینا .. یا زور زورکی هم كه بخوای تواضع نشون بدی می گی خب این همه آدم تجربه کردن، من از روشون کپ می زنم!
بعد کم کم [...]

Read Full Post »

یه مدتیه هی همش دلم پاییز می خواد، صدام در نمیاد!

Read Full Post »

نسبت مستقیم

حالا تو هی بگو نه، ولی من كه می دونم آدمای چاقالو مهربون ترن … اصلا مهربونی با قطر شیکم نسبت مستقیم داره!

Read Full Post »

پس- سفر نامه

حالا خود سفر و اینکه چقدر خوش گذشت و چی‌ گذشت و اینها به کنار، ولی‌ یکی‌ از بهترین قسمت‌های سفر اینه که وقتی‌ بر میگردی خونه یه نفر منتظرت باشه.
اندازه یه خواب سیر بعد از ناهار حال میده!

Read Full Post »

ابراز وجود

برگشتم!

Read Full Post »

|:

امروز روز سختی بود. نقطه.

Read Full Post »

اثاث کشون

این اسباب کشی‌ هم عالمی داره ها … می شینی‌ دونه دونه کاغذ‌ها و یادگاری‌ها و هدیه‌ها و عکس‌ها رو از زیر گرد و خاک می‌‌کشی‌ بیرون و دیقه به دیقه میگی‌: هی‌، یادش بخیر..
دوره‌های زندگیت یکی‌ یکی‌ میان جلوی چشمت .. آدم‌هایی‌ که باهاشون می‌‌گشتی، کتاب‌هایی‌ که می‌‌خوندی (یا می‌‌خریدی و نمی‌‌خوندی!!)، عکس‌هایی‌ که [...]

Read Full Post »

نیستی‌؟

یه بازه‌هایی‌ از زندگی‌ هست که هر کی‌ بهت می رسه میگه: نیستی‌ اقتصادی؟
ولی‌ تو میدونی‌ که بیشتر از این نمی تونی‌ “هست” باشی‌…

Read Full Post »

کرم

“و بدانیم اگر کرم نبود، زندگی‌ چیزی کم داشت … “
کلا! در تمامی‌ شوونات زندگی‌!

Read Full Post »

مگس

هی‌ .. می‌‌دونی که اگه اینجا رو نمی‌‌خوندی این draft دونی من باید می‌‌رفت مگس می‌‌پروند؟

Read Full Post »

ضرر

این بارون اصلا همه اش ضرره … طرفای بهار هم باشه که دیگه هیچی‌!!
اولش که صبح پا میشی‌ می بینی‌ ابره و بارون میاد، حالت گرفته میشه و اصلا حوصله کار نداری.
بعد که به زور میری سر کار، آسه آسه ایمیل هاتو چک می کنی‌ و ناهار می‌خوری، میای بیرون می بینی‌ بارون تموم شده [...]

Read Full Post »

سی‌ و سه دور

یواش یواش می‌‌فهمی‌ یه چیزیت شده وقتی‌ زندگیت یهو سی‌ و سه دور می شه ..
وقتی‌ به همه بی‌ خودی لبخند می زنی‌
وقتی‌ پشت چراغ زرد هم وای میستی
وقتی‌ بیست و نه بار زلف بر باد مده نامجو رو گوش می‌‌کنی‌ و خسته نمی شی‌
وقتی‌ روی ماشین‌های جیم سنت رو بیست و دو میزنی‌، تا [...]

Read Full Post »

سفر

دو جور سفر داریم.
یکی‌ سفر به یه جایی‌، یکی‌ سفر از یه جایی‌!
اولی‌ خب خیلی‌ معقوله … میری سفر که یه جایی‌ رو ببینی‌، یه کسی‌ رو ببینی‌، تو یه برنامه‌ای شرکت کنی‌ …
گاهی‌ اما آدم دلش می‌خواد فقط بره! هر چی‌ فکر می کنی‌ به کجا؟ می‌‌بینی‌ وقعا فرق نمی‌‌کنه .. می‌خوای فقط بری [...]

Read Full Post »

جنایت

حقیقتا یکی‌ از بزرگترین جنایاتی که بشر می تونه در حق بدن خودش بکنه اینه که ساعت ۴.۵ صبح بیدارش کنه، بذاردش تو هوا پیما، ۱۴۰۰ مایل دور آمریکا بگردوندش، بعد بیاردش سر کار، ناهار بهش بده، بشونه تو یه میتینگ ۳ ساعته! یه چایی خشک و خالی‌ هم بهش نده حتی‌!

Read Full Post »

بسته فکری

… Thoughts are randomly delivered to you like postal packages
“!! More often than never, they’re labeled: “Fragile, handle with care

Read Full Post »

نوشته‌های کهنه »