!!This class is so boring it costs me $1.75 everyday
An MBA student–
Archive for the ‘اجتماعی’ Category
دیدگاه
Posted in اجتماعی on نوامبر 11, 2009 | بیان دیدگاه »
ریزسنج
Posted in اجتماعی on اکتبر 27, 2009 | 17 Comments »
آدم ها دو دسته اند:
دسته اول اونایی كه وقتی برای بار چهارم در روز تو راهرو می بینیشون می گن: “!You Again”
دسته دوم اونایی كه می گن: ” (-: Me Again”
بعضی آدما مثل یه فنجون قهوه اند .. از دور كه می بینیشون، همچین یه بوی خوشی دارن كه دلت می خواد بری طرفشون باهاشون حرف بزنی، وقتی باهاشون حرف میزنی هم خیلی خوبه، اصلا یه انرژی خوبی دارن.. اما بعدش ۵۰ قدم كه دور شدی یهو استرس ات شروع می شه و قلبت به [...]
:There are only two types of forecasts
!The wrong ones, and the lucky ones
پیام
Posted in اجتماعی, حرف دل! on ژوئن 24, 2009 | 6 Comments »
از بین همه کتابها تاریخ رو که برداری، ورق ورق بزنی و برسی به ایران، یه سری صفحهٔ سبز و سفید و قرمز میاد … کلی اتفاق، کلی شگفتی …
لای همه این خطها اما این یک جمله صداش خیلی از بقیه بلند تره: “از هر بدی بدتر هست!”
********************************
پ. ن. یه دائی دارم، الان ۲۰ [...]
هزینه
Posted in اجتماعی on ژوئن 16, 2009 | 4 Comments »
قمار، دین و قدرت در یک چیز مشترک هستن،
حتی باهوشترین آدمها هم به راحتی حاضر میشن هر هزینهای به پاشون بپردازن!
جمعه
Posted in اجتماعی on ژوئن 15, 2009 | بیان دیدگاه »
چهار سال پیش، جمعه وقت رفتن بود، موسم دل کندن بود.
امروز، پشت قاب خیس این پنجره ها، عکسی از جمعه غمگین میبینم
و چه سبزه به تنش رخت عزا …
امروز
Posted in اجتماعی, همینجوری on ژوئن 11, 2009 | 3 Comments »
و امروز از اون روزهای “چقدر دلم میخواست الان ایران باشم” اه!
… Waiting for the Hurricane
Posted in اجتماعی on می 28, 2009 | 3 Comments »
Watching a revolution is like watching a Hurricane. It’s beautiful, powerful, you don’t know what it’s gonna do
You can have a rainbow at the end of the hurricane, you can have a flood … you don’t know
Michael Metrinko – American Hostage in Iran
آقا ما قبلا تو تاریخ میخوندیم که بشر رفته گشته هر جا که هواش خوب بوده کلنگ رو زده زمین و تمدن درست کرده .. حالا قضیه چیه که این آمریکاییها که تازه همین پریروز کلنگ رو کشف کردن، رفتن بهترین شهرهاشون رو ساختن تو بدترین آب و هوا ها؟!
روسری گلدار
Posted in اجتماعی on می 27, 2009 | بیان دیدگاه »
از مملکت که زدی بیرون، چند سالی که گذشت، دیگه بخوای نخوای درک نمیکنی ملت رو .. هر چقدر هم که اخبار رو دنبال کنی و تو باغ باشی بازم یهو یه چیزی میشنوی که انگار یه آجر خورده یهو تو سرت.
مثلا هیچ موقع فکر میکردی که یه روزی یه آدم شبیه خودت بگه: موسوی [...]
چهار راه
Posted in اجتماعی on آوریل 27, 2009 | 3 Comments »
دیدی گاهی تا می رسی پشت چراغ تازه سبز شده، تو هم گازشو می گیری و می ری، … بعد عوضش گاهی که می رسی از دور زرد رو میبینی و مجبور می شی کلی پشت چراغ قرمز وایسی؟
زندگی هم همینه!
این آمریکاییها می گن اقتصاد دانها سه دسته اند: یه دسته اونائی که میتونن بشمرن، و یک دسته اونائی که نمیتونن!
فکر میکنم وضع اقتصادی شون به بهترین شکل این باور رو تفسیر می کنه…
.A Guy walks into a Jewelery shop and asks for a wedding ring
?J: Do you want the name of your lady carved on the back
!G: No! That decreases the resale value
?J: huh?! are you a butcher or something
!G: No… I’m an economist
————————————-
? O, cool .. so how’s consulting -
!It’s like selling your soul to the [...]
آسانسور
Posted in اجتماعی on آوریل 1, 2009 | بیان دیدگاه »
هفت هشت ده سال پیش دختر خالهام (که تو یه ایالتی دم اون یکی اقیانوس زندگی میکنه) یه بار گفت که من تو آسانسور که دارم میرم بالا نامه هام رو باز میکنم ببینم چی ان. آقا من کلی تو دلم این بنده خدا رو مسخره کردم که برو بابا توام .. شورشو در آوردی… [...]