بعضی آدما مثل یه فنجون قهوه اند .. از دور كه می بینیشون، همچین یه بوی خوشی دارن كه دلت می خواد بری طرفشون باهاشون حرف بزنی، وقتی باهاشون حرف میزنی هم خیلی خوبه، اصلا یه انرژی خوبی دارن.. اما بعدش ۵۰ قدم كه دور شدی یهو استرس ات شروع می شه و قلبت به تپش می افته .. احساس می کنی تا حالا به مهم ترین مسایل زندگیت هم فکر نکردی!
بعضی آدما عوضش مثل یه گیلاس شراب اند .. آروم آروم باهات حرف می زنن .. اصلا اولش ممکنه تلخ هم باشن، حوصلت رو هم سر ببرند، اما آخرش كه ازشون خداحافظی می کنی، احساس می کنی تاحالا به این آرومی نبودی .. انگار كه تمام مشکلات زندگیت حل شده یه باره..
آی كه چقدر کم اند این آدما … اون وقت حسابشو بکن، اگه شرابش کهنه باشه دیگه چی می شه!
میگم شما هم علاقه عجیبی در طبقه بندی آدمها داریدها، به نظرم فوق فوقش بشه رو آدمها تگ زد. تازه اونم نمیشه.
کیوون، بساطو بیار اینجا، من ذغال رو گذاشتم سرخ شه، تو هم آب قلیون رو عوض کن.
این آبجی ما از مفاهیم فازی و جنبه های مختلف پیپرهایی که شما خوندی خبر نداره