ژوئن 11, 2009 بدست Shirin
و امروز از اون روزهای “چقدر دلم میخواست الان ایران باشم” اه!
ارسال شده در اجتماعی, همینجوری | تا کنون 3 نظر داده شده
جهت رای دادن؟
برعکس الان از اون روزاست که مطمئن شدم تصمیم درستی گرفتیم که اومدیم به دیار غربت یا همون بلاد کفر!
امروز ایران زندان بود. نفس کشیدن خیلی سخت بود. انگار پا گذاشتن روی حنجرمون. اینقدر وحشتناک بود که اگر روزی فقیه بشم خواندن نماز ایات را در روز کودتا واجب اعلام می کنم. ظرفیت من و امثال من برای تجربه چنین روزی خیلی کم بود. خرد شدیم.
RSS نظرها
نام (لازم)
E-mail (will not be published) (لازم)
وبنامه
مرا از دیدگاههای بعدی از طریق ایمیل باخبر کن.
جهت رای دادن؟
برعکس الان از اون روزاست که مطمئن شدم تصمیم درستی گرفتیم که اومدیم به دیار غربت یا همون بلاد کفر!
امروز ایران زندان بود. نفس کشیدن خیلی سخت بود. انگار پا گذاشتن روی حنجرمون. اینقدر وحشتناک بود که اگر روزی فقیه بشم خواندن نماز ایات را در روز کودتا واجب اعلام می کنم. ظرفیت من و امثال من برای تجربه چنین روزی خیلی کم بود. خرد شدیم.