یه بنده خدایی با این سرچ به اینجا رسیده: زنم عاشقم نمی شه چه کار کنم !!!
خواستم خدمتشون عرض کنم که منم بودم احتمالا نمیشدم!
* * *
پ.ن. این سرچ انجینها چقدر جای کار دارن!
Posted in همینجوری on مارس 31, 2009 | بیان دیدگاه »
یه بنده خدایی با این سرچ به اینجا رسیده: زنم عاشقم نمی شه چه کار کنم !!!
خواستم خدمتشون عرض کنم که منم بودم احتمالا نمیشدم!
* * *
پ.ن. این سرچ انجینها چقدر جای کار دارن!
Posted in اجتماعی, همینجوری on مارس 31, 2009 | 2 Comments »
یه سری لیمیت هست که هر بار فکر می کنی که دیگه فرا تر از اینی که هست نمیره. ولی باز میبینی اشتباه کردی.
مثلا اینکه یه آدم از هر چی که تو بتونی فکر کنی میتونه خنگ تر باشه!
Posted in حرف دل! on مارس 30, 2009 | بیان دیدگاه »
زندگیه دیگه .. هزار جور کار داری خب .. دلت تنگ میشه اون وسط ها .. سر کار، تو راه، تو خواب، .. اما اگه بدونی که چقدر خوبه این حس دل تنگی .. که چقدر وقتی نباشه انگار یه چیزی کمه .. که اگه یه روز دلتنگ نشی انگار انتگرال زندگی اون روزت صفر بوده [...]
Posted in اجتماعی on مارس 23, 2009 | بیان دیدگاه »
یادت باشه عید که می شه، از یه هفته قبلش روزی یکی دو بار به بهانههای مختلف هی بری مغازه ایرانی، تا سبزهها و تنگهای ماهی رو هی ببینی، احساس کنی اینجا هم شب عیده … بعد هیچ جای دیگه هم نرو خرید .. یه دو سه روزم پشت هم سبزی پلو ماهی بخور، حتی [...]
سه راه برای انجام يك كار وجود دارد:
خودتان وارد عمل شويد؛
يك نفر ديگر را به كار بگيريد
يا فرزندانتان را از انجام آن منع كنيد!!
*
مونتا كرين (نمی دونم کیه!)
خدایا حالا کور و کر نه، ولی کچلمون بکن، جو گیر نکن مرامی!! خیلی ضایع ست!
Posted in اجتماعی on مارس 11, 2009 | 4 Comments »
میگم چطوری؟
میگه خوبم … ولی هیجان ندارم … من خوبم، اون خوبه، مامان خوبه .. همه چیز فقط “خوبه” .. هیچ هیجانی تو زندگیم نیست. نمی دونم چرا فکر میکنم عشق باید همراه با هیجان باشه. اصلا درست فکر میکنم؟
درست فکر میکنه؟… آخه عشق رو هر کاریش هم که بکنی بعد از یه مدتی هیجانش [...]
Posted in اجتماعی on مارس 10, 2009 | بیان دیدگاه »
Paul: So, just give me five hundred dollars in cash, right now, and I’ll tell you where it [the oil] is.
Daniel: I’ll tell you what I’ll do, son- I’ll give you a hundred dollars now, and if it proves to be a promising lease, then I’ll give a thousand dollar bonus…
Paul: Six hundred dollars
به این [...]
Posted in همینجوری on مارس 9, 2009 | بیان دیدگاه »
میخوای یه چیزی رو reinstall کنی، میگه نمی شه
میری uninstall اش کنی، میگه برو پاکش کن
میری پاکش کنی، میگه هم چین فایلی وجود نداره!
Posted in اجتماعی on مارس 6, 2009 | 2 Comments »
چرا گاه کسانی چون مسیح و دیگران باشند
که زشتانی چو من هرگز ندانند و ندانستند کآن خوبان
پدرشان کیست ؟
و یا سود و ثمرشان چیست ؟
(اخوان)
**************
اینو هر وقت از این گردهماییهای مذهبی، بخصوص مسیحی میبینم، از خودم می پرسم …
Posted in شخصی on مارس 5, 2009 | بیان دیدگاه »
هی .. میدونی که اگه اینجا رو نمیخوندی این draft دونی من باید میرفت مگس میپروند؟
Posted in شخصی on مارس 4, 2009 | 2 Comments »
این بارون اصلا همه اش ضرره … طرفای بهار هم باشه که دیگه هیچی!!
اولش که صبح پا میشی می بینی ابره و بارون میاد، حالت گرفته میشه و اصلا حوصله کار نداری.
بعد که به زور میری سر کار، آسه آسه ایمیل هاتو چک می کنی و ناهار میخوری، میای بیرون می بینی بارون تموم شده [...]
?P: Hey, are you dating someone
… , S: Well … uuuuummmmmm
!T: Because I know someone who has a secret crush on you
!P: So do I
!N: So do I
!T: Are we all talking about one person? ….. NO
?P: We should set you on a blind date! How do you prefer? 3 days in a row? once [...]
یواش یواش میفهمی یه چیزیت شده وقتی زندگیت یهو سی و سه دور می شه ..
وقتی به همه بی خودی لبخند می زنی
وقتی پشت چراغ زرد هم وای میستی
وقتی بیست و نه بار زلف بر باد مده نامجو رو گوش میکنی و خسته نمی شی
وقتی روی ماشینهای جیم سنت رو بیست و دو میزنی، تا [...]