آدمها اینجا تو خیابون بهت سلام میکنن، با یه لبخند
آدمهای اینجا قیافه شون داد میزنه که غریبه اند
توتهران هیچ کس تو خیابون بهت سلام نمیکنه، لبخند هم نمیزنه حتی
تو تهران همه قیافهها آشنا میزنه…
آدمها اینجا تو خیابون بهت سلام میکنن، با یه لبخند
آدمهای اینجا قیافه شون داد میزنه که غریبه اند
توتهران هیچ کس تو خیابون بهت سلام نمیکنه، لبخند هم نمیزنه حتی
تو تهران همه قیافهها آشنا میزنه…
تو فرودگاه آمستردام واسه خودم ولو شده بودم و سخت تو فکر بودم، که یه آقاهه اومد و به انگلیسی گفت: خسته هستی؟ گفتم: یه کمی .. گفت میشه بشینم سر میزتون؟
خندم گرفته بود .. قیافش داد میزد که ایرانیه. چهل ساله بود، شایدم کمتر، با یه ته ریش و سیبیل، با کت و شلور [...]
…یعنی اینکه چراغهای خونه رو اشتباهی خاموش روشن کنی
یعنی اینکه کاسه و بشقابها رو تو کابینت اول پیدا نکنی
یعنی اینکه ماشین رو با یه فرمون نتونی بچپونی تو پارکینگ
یعنی اینکه تو خیابون که راه میری خیالت راحت باشه که چراغ قرمزه و جلوی پاتو نگاه کنی، به جای اینکه حواست به شیش تا موتوری باشه [...]
این جور موقعها که میشه … شبای قبل ایران رفتن رو می گم … نمی دونم چه مرگیش میشه آدم. انگار که کله هه کم کم شروع میکنه سیستم رو عوض کردن. شکل و قیافهٔ خیابونهای تهران رو آپ لود میکنه تو جی پی اس، آدمهایی که چند سال اون بالا خاک خوردن رو میذاره [...]
ارسالشده در شخصی, همینجوری در دسامبر 9, 2008 | بیان دیدگاه »
شرایط آدم تو زندگی بعضی وقتا میشه مثل نفر سوم تو بازی حکم!
چارهای نداری جز اینکه بهترین ورقت رو بازی کنی … حتا اگه بدونی نفر بعدی می ﺒُﺮه.
حالا فرقش چیه؟
تو حکم ممکنه دلت به یارت خوش باشه که اقلا ورق اون سر باشه … تو زندگی از این خبرا نیست!
رئیس سازمان ملی جوانان ایران گفته است که “بمب جنسی در کشور، خطرناکتر از بمب و موشک دشمن است و نیازهای جنسی نیز با ازدواج حل میشود.”
بیخود نیست که میگن جوونا امید مملکت اند
من جدا به جوونای مملکت – اونهایی که موندن البته- توصیه میکنم حالا که تنور داغه، یه باره هم نصف دینشون رو [...]